آرمین
شعر از خودم
نه به نجوا
نه به فریاد
به صدایی ساده از همین حنجره
دوستت دارم را نوا می دهم
نه پنهان در اشاره ها
نه طرحی رنگ رنگ برابر مردم
با شمایلی به سپیدی دلت
دوستت دارم را بر تو نقش می کنم
نه در قایقی
دور از نوازش آب
نه چون غریقی
در تمنای هوا
دوستت دارم را
شناور بر دریا زندگی می کنم
مهری
نه به بلندی آسمان
نه به سوزانندگی آتش
به عطر ملایمی
که میان همین سبزه و شمشاد و نارون می پیچد
تو را
پیوند خورده با زمین دوست دارم
«دوستت دارم چون نان و نمک» را
از ناظم حکمت خواندم
در تو آموختم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر